الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
175
الغدير ( فارسي )
كه مردم افتادهاند شما نيز در آئيد ! « تاريخ ابن شحنه » كه در كنار « الكامل » چاپ شده - ج 7 ص 164 - و پس از آنكه ناله و شيون بانوئى اندوهگين و دلخسته يا همان جگر - گوشهء پيامبر برگزيده را مىشنود كه از پرده به درآمده مىگريد و با بلندترين آواز خويش آوا در مىدهد : « پدر ! اى برانگيختهء خدا ! پس از تو از دست پسر خطاب و پسر ابى قحافه ، چهها كشيديم » ( 1 ) . و پس از آنكه همو را مىبيند كه فرياد مىكشد و شيون مىكند و همراه با زنان هاشمى آوا در مىدهد : ابوبكر ! چه زود بر خاندان پيامبر تاخت برديد و به تاراجشان پرداختيد ! به خدا سوگند با عمر سخن نخواهم گفت تا خداى را ديدار كنم « شرح ابن ابى الحديد ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19 » و پس از آن كه مىبيند پيكرهء پاكى و بزرگوارى - فرمانرواى گروندگان - را دستگير و همچون شترى كه چوب در بينىاش كردهاند تا مهار شود به سوى خود مىكشند ( 2 ) مىبرند و با درشتى مىرانند و مردم گرد آمدهاند و مىنگرند ، به او ميگويند دست فرمانبرى ده ! و مىگويد : اگر ندهم چه ؟ پاسخ مىشنود : در آن هنگام - به همان خداى كه جز او خدائى نيست - گردنت را مىزنيم مىگويد : بر اين بنياد بندهء خدا و برادر برانگيخته اش را خواهيد كشت . ( 3 ) و پس از آن كه ميبيند برادر پيامبر برگزيده - على - به آرامگاه برانگيختهء خدا - درود خدا بر وى و خاندانش - پناه برده مىگريد و فرياد مىكند : برادر ! اين گروه مرا ناتوان شمردهاند و نزديك است خونم را بريزند ( 4 ) .
--> ( 1 ) ن - « الامامة و السياسة » ج 1 ص 13 « اعلام النساء » ج 3 ص 1206 « الامام على » از عبد الفتاح عبد المقصود ج 1 ص 225 ( 2 ) ن - « العقد الفريد » ج 2 ص 285 « صبح الاعشى » ج 1 ص 228 ، « شرح ابن ابى الحديد » ج 3 ص 407 ( 3 ) ن - « الامامة و السياسة » ج 1 ص 13 « شرح ابن ابى الحديد » ج 2 ص 8 و 19 « اعلام النساء » ج 3 ص 1206 ( 4 ) ن - « الامامة و السياسة » ج 1 ص 14